●●● رویای عبور●●●
 

از دوریت جانم پریشان است برگردد

قلبم اسیر دست طوفان است برگردد

 

بی تو هوای خانه ام هرروز ابریست

چشمان من لبرزیز باران است برگردد

 

نعش تمام نخلها افتاده بر خاک

اینجا شبیه کوفه ویران است برگردد

 

بر روی زخمم رد پای مرهمی نیست

چشم انتظار دست درمان است برگردد

 

این جمعه ها بی تودرگیر غم و درد

از دوریت جانم پریشان است برگردد

 

شکیبا شهیدی


برچسب‌ها: کپی با اسم بلامانع است , ثبت در سایت شعر نو
[ پنجشنبه یکم بهمن ۱۳۹۴ ] [ 9:42 ] [ شکیبـا شهیدی ]
گرفته است دلم در هوای بارانی

کنار من تو چرا ماه من نمی مانی

پر است از غم و درد و شکلیت از تو

چرا کتاب مرا بی وفا نمی خوانی

 

بگو به گیسوی خود مرهم دلم بشود

پر است خاطر من از غم پریشانی

 

هزار مرتبه گفتی که بی خیال غمت

تمام می شود این روزهای بحرانی

 

به آسمان من امشب ستاره سر نزد

کنار من تو چرا ماه من نمی مانی

 

شکیبا شهیدی


برچسب‌ها: کپی با اسم بلامانع است , ثبت در سایت شعر نو
[ پنجشنبه یکم بهمن ۱۳۹۴ ] [ 9:34 ] [ شکیبـا شهیدی ]

دیگر به کام خاطر من نیست روزگار

ای چشم من چو ابر در این ماجرا ببار

 

پر از سکوت غم  شده بزم خیال شب

شادی در این بساط پر از تیرگی بیار

 

ناممکن است دیدن صحرا برای من

پر کرده چشمهای مرا کوهی از غبار

 

فکری نمی کنی که رهایی دهی مرا

دارم میان خانه ی دل درد بی شمار

 

فکری چرا به حال دل من نمی کنی

دیگر بس است اینهمه اندوه انتظار

شکیبا شهیدی

          


موضوعات مرتبط: ادبی ، عرفانی
برچسب‌ها: کپی با اسم بلامانع است , ثبت در سایت شعر نو
[ شنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۴ ] [ 9:24 ] [ شکیبـا شهیدی ]
دریا که باشی ساحلی را پیر خواهی کرد

در پیچ وتاب غصه ها درگیر خواهی کرد

 

در جذر و مد بیقراری های چشمانت

حتما مرا ای ماه..ازجان سیر خواهی کرد

 

دل خوب میداند که با لبخند شیرینت

این عشق را در جان من تکثیر خواهی کرد

 

دارد جوانی می رود بار سفر بسته

آخر مرا در نا امیدی پیر خواهی کرد

 

با آتشی که هست در برق نگاه تو

من را شبیه آب ها تبخیر خواهی کرد

 

آخر شبی چون قایقی سرگشته در طوفان

من را اسیر پنجه ی تقدیر خواهی کرد

 

شکیبا شهیدی


برچسب‌ها: کپی با اسم بلامانع است , ثبت در سایت شعر نو
[ چهارشنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۴ ] [ 11:5 ] [ شکیبـا شهیدی ]
روی پشتم جای زخم آشنایی مانده است

از غمت در باور من زخمهایی مانده است

 

یک نگاه سرد در وقت سفر انداختی

درمن از چشم تو تنها رد پایی مانده است

 

بغض، با عزت در آغوش گلویم جا شده

مثل مهمانی که در مهمانسرایی مانده است

 

یک نفر جای تو بامن حرف هایی می زنند

در میان خاطرات من صدایی مانده است

 

با همه بیگانه ام وقتی که می بینم هنوز

روی پشتم جای زخم آشنایی مانده است...

 

شکیبا شهیدی


برچسب‌ها: کپی با اسم بلامانع است , ثبت در سایت شعر نو
[ چهارشنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۴ ] [ 10:56 ] [ شکیبـا شهیدی ]
چقدر بی تو اسیر گریستن باشم

چقدر منتظرت ای غریبه من باشم

 

عذاب این همه تنهایی و غم و دوری

نمی شود مگر اینکه من از چدن باشم

 

شبیه آدم دیوانه ای گرفتارم

چقدر با خودم ای عشق هم سخن باشم

 

بیا و خانه ی تنهایی ام چراغان کن

چقدر بی تو غریبانه در وطن باشم

 

شب است ودر دلم غصه می کند آشوب

چقدر بی تو اسیر گریستن باشم

 

شکیبا شهیدی


برچسب‌ها: کپی با اسم بلامانع است , ثبت در سایت شعر نو
[ چهارشنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۴ ] [ 10:43 ] [ شکیبـا شهیدی ]
چقدر زندگی ام مبتلاست می دانی

دلم گرفته تر از ابرهاست می دانی

 

تمام عمر کنار قفس گرفتارم

دلم کبوتر در غم رهاست می دانی؟

 

کنار خلوت خود شبیه بارانم

سکوت من همه غرق صداست می دانی

 

نمی شود نفسی خوش کشید انگاری

در این زمانه که قحط وفاست می دانی

 

بیا وو خستگی ام را به عشق درمان کن

چقدر زندگی ام مبتلاست می دانی؟

 

شکیبا شهیدی


برچسب‌ها: کپی با اسم بلامانع است , ثبت در سایت شعر نو
[ چهارشنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۴ ] [ 10:37 ] [ شکیبـا شهیدی ]
درباره وبلاگ

اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلى آبائِهِ في هذِهِ السّــاعَةِ وَ في كُلِّ سـاعَةٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً.
☼اینجـــا نگــارخــانـــه مــن اســت! جــایی بــرای خـــط خــطی هــای دلــــم... هیــــچ پستـــی حـــرف دلـــم را نمی زنـــد! مانـــده ام بیــن بغـــض و بغـــض ... دنیـــای مـــن دنیــای بــارانـــی اســـت! هــرچـــه کمتـــر بـدانـــی کمتـــر خیـــس خـواهـــی شـــد ...
امکانات وب